ترجمه "westernize" به فارسی
(از نظر شخصیت و آداب و غیره) غربی کردن, باختر گرای کردن, غربی شدن بهترین ترجمه های "westernize" به فارسی هستند.
westernize
verb
دستور زبان
to make something western in character [..]
-
(از نظر شخصیت و آداب و غیره) غربی کردن
-
باختر گرای کردن
-
غربی شدن
verb -
غربی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " westernize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "westernize" با ترجمه به فارسی
-
اقیانوس آرام مرکزی غربی
-
(باد) غرب وزان W( -3 بزرگ) وابسته به کلیسای کاتولیک W( -4 بزرگ) وابسته به نیمکره ی غربی · (فیلم) وسترن · (کتاب و داستان) درباره ی غرب ایالات متحده (به ویژه در قرن 91) · از جانب غرب · باختر سوی · باختری · غربی · وابسته به بلوک غرب (یا کشورهای اروپای غربی وامریکا) · وسترن
-
اقیانوس اطلس مرکزی غربی
-
عقاب ماهیگیر
-
کاکایی غربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن