ترجمه "westward" به فارسی
غربی, عازم, باختری بهترین ترجمه های "westward" به فارسی هستند.
westward
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Lying toward the west. [..]
-
غربی
adjectiveperhaps some such island as I desired lying westward of it.
مگر بتوانم جزیرهای موافق دلخواه خود در جانب غربی آن بیابم.
-
عازم
adjective -
باختری
-
ترجمه های کمتر
- باختر سوی
- به سوی باختر
- جهت یا مسیر غربی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " westward " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "westward" با ترجمه به فارسی
-
Three of the servants of Sauron were upon the Bridge, but they withdrew and I pursued them westward.سه نفر از خادمان سائورون روی پل بودند، عقب نشستند و آنها را به طرف غرب تعقیب کردم.
-
رجوع شود به westward
اضافه کردن مثال
اضافه کردن