ترجمه "westward" به فارسی

غربی, عازم, باختری بهترین ترجمه های "westward" به فارسی هستند.

westward adjective noun adverb دستور زبان

Lying toward the west. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غربی

    adjective

    perhaps some such island as I desired lying westward of it.

    مگر بتوانم جزیرهای موافق دلخواه خود در جانب غربی آن بیابم.

  • عازم

    adjective
  • باختری

  • ترجمه های کمتر

    • باختر سوی
    • به سوی باختر
    • جهت یا مسیر غربی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " westward " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "westward" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "westward" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه