ترجمه "wheelbarrow" به فارسی

فورغون, فرقون, فرغون بهترین ترجمه های "wheelbarrow" به فارسی هستند.

wheelbarrow verb noun دستور زبان

A small, one-wheeled (rarely two-wheeled) cart with handles at one end for transporting small loads. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فورغون

    a small cart

  • فرقون

    The grounds crew had to carry him out in a wheelbarrow.

    مجبور شدند با فرقون جابجاش کنن

  • فرغون

    small hand-propelled vehicle

    I can see you, with your shirt off and a wheelbarrow, whistling a happy tune.

    من که اينجوري تصورت ميکنم.پيراهن ات را در آوردي و داري فرغون را حرکت ميدي و آواز ميخوني

  • ترجمه های کمتر

    • فرقان
    • با فرقون حمل کردن
    • چرخ دستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wheelbarrow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wheelbarrow"

عباراتی شبیه به "wheelbarrow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wheelbarrow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه