ترجمه "whelping" به فارسی
تولهزايي, برهزايي, بزغالهزايي بهترین ترجمه های "whelping" به فارسی هستند.
whelping
verb
Present participle of whelp. [..]
-
تولهزايي
-
برهزايي
-
بزغالهزايي
-
ترجمه های کمتر
- تولد
- خوكزايي
- زایمان
- كرهزايي
- گوسالهزايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whelping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "whelping" با ترجمه به فارسی
-
(تحقیرآمیز) کودک · (جانور) بچه کردن · (شیر و پلنگ و خرس و گرگ و غیره) بچه · (معمولا جمع - چرخ چاه و دوار کشتی و غیره) تخته ی طولی · (چرخ دندانه دار یا زنجیر خور) دندانه · بچه سگ · تخم جن · توله · توله زاییدن · توله سگ · جوانک · رجوع شود به sprocket · سگ توله · میله ی طولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن