ترجمه "when" به فارسی
وقتی, کی, هنگامی که بهترین ترجمه های "when" به فارسی هستند.
when
noun
adverb
conjunction
pronoun
interjection
دستور زبان
(interrogative) Used to introduce questions about time. [..]
-
وقتی
conjunctionat a time in the past [..]
Tom was attending an earthquake conference when Mary called him.
تام در یک همایش زلزله بود وقتی مری با او تماس گرفت.
-
کی
adverbdirect question
Ask him when the next plane will be.
از او بپرس هواپیمای بعدی کی خواهد بود.
-
هنگامی که
conjunctionat what time
Please put the light out when you leave the room.
لطفاً هنگامی که اتاق را ترک میکنید، چراغ را خاموش کنید.
-
ترجمه های کمتر
- وقتی که
- چون
- به هنگام
- در زمان
- زمانی که
- كَی
- وقت
- نظر به اینکه، از آنجا که، بدان سبب که
- هنگام
- زمان
- اگر
- هرگاه
- تا
- (در) دورانی که
- (در) طی
- (زمانی) که
- به مجرد این که
- در ایامی که
- در چه شرایطی
- در چه مورد (یا موارد)
- در چه هنگام
- درحالی که
- هر وقت
- چه هنگام
- چه وقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " when " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "when"
عباراتی شبیه به "when" با ترجمه به فارسی
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
The method of sheet metal feed plays an important role when considering the overall cost effectiveness of forming and blanking lines. When producing small sheet metal parts, the sheet metal c
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
-
از کی تا حالا · از کی؟
-
هنگام راه رفتن در خيابان ، شما دود ترافيك را تنفس ميكنيد
-
تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیز ها
-
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
-
آنها زمانیکه بهترین همسایه پیدا نشود متوقف می شوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن