ترجمه "when" به فارسی

وقتی, کی, هنگامی که بهترین ترجمه های "when" به فارسی هستند.

when noun adverb conjunction pronoun interjection دستور زبان

(interrogative) Used to introduce questions about time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وقتی

    conjunction

    at a time in the past [..]

    Tom was attending an earthquake conference when Mary called him.

    تام در یک همایش زلزله بود وقتی مری با او تماس گرفت.

  • کی

    adverb

    direct question

    Ask him when the next plane will be.

    از او بپرس هواپیمای بعدی کی خواهد بود.

  • هنگامی که

    conjunction

    at what time

    Please put the light out when you leave the room.

    لطفاً هنگامی که اتاق را ترک میکنید، چراغ را خاموش کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • وقتی که
    • چون
    • به هنگام
    • در زمان
    • زمانی که
    • كَی
    • وقت
    • نظر به اینکه، از آنجا که، بدان سبب که
    • هنگام
    • زمان
    • اگر
    • هرگاه
    • تا
    • (در) دورانی که
    • (در) طی
    • (زمانی) که
    • به مجرد این که
    • در ایامی که
    • در چه شرایطی
    • در چه مورد (یا موارد)
    • در چه هنگام
    • درحالی که
    • هر وقت
    • چه هنگام
    • چه وقت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " when " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "when"

عباراتی شبیه به "when" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "when" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه