ترجمه "whereabout" به فارسی

محل, مکان, حدود تقریبی بهترین ترجمه های "whereabout" به فارسی هستند.

whereabout adverb دستور زبان

(archaic) About which. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محل

    noun

    Best you not know the exact whereabouts of my ship.

    بهتره تو محل کشتي منو ندوني من مرد محتاطي هستم

  • مکان

    noun

    The whereabouts of the attacked boy and his family are unclear.

    در حال حاضر مکان پسربچه مورد خشونت قرار گرفته و خانواده او نامعلوم است.

  • حدود تقریبی

  • محل تقریبی

    Any news from the fort as to Captain Rackham's whereabouts?

    توی قلعه خبری از محل تقریبی ناخدا رکهام نبود ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whereabout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whereabout" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) که · جا · در چه محل · محل · محل سکونت (where about هم می گویند) · کجا · که در یا روی آن (یا او)
  • مولعمان ناكم
  • (مهجور) که · جا · در چه محل · محل · محل سکونت (where about هم می گویند) · کجا · که در یا روی آن (یا او)
اضافه کردن

ترجمه های "whereabout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه