ترجمه "whereabouts" به فارسی

کجا, محل, جا بهترین ترجمه های "whereabouts" به فارسی هستند.

whereabouts noun adverb دستور زبان

In, at or near what location [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کجا

    noun

    I knew that you would get furious on knowing my whereabouts.

    مي دونستم که اگه بدوني کجا قايم شدم عصباني ميشي.

  • محل

    noun

    Best you not know the exact whereabouts of my ship.

    بهتره تو محل کشتي منو ندوني من مرد محتاطي هستم

  • جا

    noun

    Merle told me you provided information about his brother's whereabouts.

    " موريل " بهم گفت که جاي برادرش رو بهش گفتي.

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) که
    • در چه محل
    • محل سکونت (where about هم می گویند)
    • که در یا روی آن (یا او)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whereabouts " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whereabouts" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whereabouts" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه