ترجمه "whim" به فارسی

ویر, هوس, وسواس بهترین ترجمه های "whim" به فارسی هستند.

whim noun دستور زبان

A fanciful impulse, or whimsical idea [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویر

    noun

    fanciful impulse

  • هوس

    noun

    He made him dance according to his whim.

    موافق اراده خود و هوس خود کلاه سرش میگذاشت.

  • وسواس

    noun

    for perilling the lives of Auda and myself on a whim.

    میگفت چرا به خاطر وسواس، جان خود را و عودا را به مخاطره انداختهام.

  • ترجمه های کمتر

    • تلون
    • خیال
    • ریژ
    • هوسبازی
    • وهم
    • (سابقا - در معدن) دستگاه بالا بر (که با زور اسب کار می کرد)
    • تلون مزاج
    • تمایل فکری
    • هر دم خیالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

WHIM noun دستور زبان

warm-hot intergalactic medium

+ اضافه کردن

"WHIM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای WHIM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "whim" با ترجمه به فارسی

  • اندیشه ی عجیب و غریب · جواهر بدل · زلم زیمبو · زینت هوس انگیز · پولک و منجوق
اضافه کردن

ترجمه های "whim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه