ترجمه "whimsy" به فارسی

وهم, خیال, هوس بهترین ترجمه های "whimsy" به فارسی هستند.

whimsy verb noun دستور زبان

A quaint and fanciful idea. A whim. Playfully odd behaviour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وهم

    noun
  • خیال

    noun
  • هوس

    noun

    No leftover pink whimsy or stuffed animals for Grace, if she'd ever had them.

    هیچ اثری از باقیماندهی هوس بازیهای صورتی رنگ یا عروسکهای پشمالو نبود، اگر اصلاً گریس روزی از آنها داشته.

  • ترجمه های کمتر

    • تلون مزاج
    • خواب و خیال
    • رجوع شود به whim
    • هوس آمیز (whimsey هم می نویسند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whimsy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whimsy" با ترجمه به فارسی

  • بوالهوسانه · هوس انگیز · پر هوس
  • ویرناکی
اضافه کردن

ترجمه های "whimsy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه