ترجمه "whine" به فارسی

ناله, نالیدن, نق زدن بهترین ترجمه های "whine" به فارسی هستند.

whine Verb verb noun دستور زبان

a complaint or criticism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناله

    noun

    a long-drawn, high-pitched complaining cry or sound

    I laughed at the whining tone she put on.

    به لحن ناله مانندی که صدایش گرفته بود خندیدم.

  • نالیدن

    to utter a whine

  • نق زدن

    to complain or protest with a whine or as if with a whine

    she starts calling me at my house and whining on about her mitigating circumstances

    ، اون شروع کرد به تلفن کردن به خونه من. و نق زدن راجع وضعيت اسفبارش

  • ترجمه های کمتر

    • فغان
    • زوزه
    • ناليدن
    • زاری
    • غر زدن
    • شکوه
    • مویه
    • شیون
    • زنوییدن
    • موییدن
    • نویه
    • با آه و ناله گفتن
    • زوزه کشیدن
    • شکوه و زاری کردن
    • ناله کردن
    • نق نق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه