ترجمه "whipstitching" به فارسی

اهل بخیه, مکث کوتاه, یک دقیقه بهترین ترجمه های "whipstitching" به فارسی هستند.

whipstitching verb noun

Present participle of whipstitch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهل بخیه

    noun
  • مکث کوتاه

    noun
  • یک دقیقه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whipstitching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whipstitching" با ترجمه به فارسی

  • اهل بخیه · حاشیه دوزی (شلاق و کمربند و غیره) · حاشیه دوزی کردن · حاشیه ی تسمه یا شلاق را کوک زدن · مکث کوتاه · یک دقیقه
اضافه کردن

ترجمه های "whipstitching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه