ترجمه "whirlpool" به فارسی

گرداب, ورطه, گردبادی بهترین ترجمه های "whirlpool" به فارسی هستند.

whirlpool verb noun دستور زبان

a swirling body of water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرداب

    noun

    swirling body of water [..]

    Olivier had disappeared in the whirlpool like a foundered ship.

    اولیویه، همچون زورقی که در گرداب فرو رود ناپدید شده بود...

  • ورطه

    swirling body of water [..]

  • گردبادی

    noun

    I refer to the whirlpool of events in which, at the time, I was revolving.

    در صورتیکه از یک جهت دیگر با در نظر داشتن گردبادی که من برپا کرده بودم، این ماجراها اندکی استثنائی نیز بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • بوژ
    • چرخاب
    • حلقه
    • (مجازی) هر چیز خطرناک یا پر خشونت
    • چرخ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whirlpool " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "whirlpool"

عباراتی شبیه به "whirlpool" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whirlpool" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه