ترجمه "whirring" به فارسی

تند باد, صدای وزوز, غر بهترین ترجمه های "whirring" به فارسی هستند.

whirring noun adjective verb دستور زبان

Present participle of whir. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تند باد

    noun
  • صدای وزوز

    noun
  • غر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whirring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whirring" با ترجمه به فارسی

  • (صدای چرخش یا حرکت یا پرواز سریع) غژ · تند باد · زر زر · صدای وزوز · غر · غژ غژ کردن · فر فر · مثل فرفره صدا کردن · ور ور · ور ور کردن · وز وز · پروازکردن
اضافه کردن

ترجمه های "whirring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه