ترجمه "whirry" به فارسی
(اسکاتلند) شتاب کردن, عجله کردن بهترین ترجمه های "whirry" به فارسی هستند.
whirry
adjective
verb
noun
دستور زبان
Of or pertaining to a whirr. [..]
-
(اسکاتلند) شتاب کردن
-
عجله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whirry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن