ترجمه "whisker" به فارسی
بروت, ریش, شارب بهترین ترجمه های "whisker" به فارسی هستند.
whisker
noun
verb
دستور زبان
That part of the beard which grows upon the sides of the face, usually of the male, or upon the chin, or upon both. [..]
-
بروت
nounA growth of facial hair between the nose and the upper lip.
-
ریش
nounGradually, I became used to seeing the gentleman with the black whiskers.
دیگر کمکم به دیدن آن آقا که گونههایش ریش داشت خو گرفتم،
-
شارب
nounwhose white whiskers and youthful, bright tweed suit were visible to Clydes uninitiated eyes a hundred feet away.
چشمان ناوارد کلاید از فاصله صد قدمی شارب سفید و کت شلوار جوانانه و روشن مشتری را تشخیص میداد.
-
ترجمه های کمتر
- ویسکر
- (به اندازه ی) یک مو (whisker boom هم می گویند)
- (قدیمی) رجوع شود به moustache
- (گربه و شیر و غیره) سبیل
- ته ریش
- ریش (به ویژه ریش گونه ها)
- زبر مو (vibrissa هم می گویند)
- مقدار بسیار کم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whisker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "whisker"
عباراتی شبیه به "whisker" با ترجمه به فارسی
-
ریش دوسوی چهره · ریش زیر بناگوش
-
یوهین شاربدار
-
بروت
-
بوفچه ریشبلند
-
(رادیو و الکترونیک) سیم نوک تیز و خم پذیر که به منظور اتصال به بلور (کریستال) نیمه هادی به کار گرفته می شود · سبیل گربه (نوعی سیم سر تیز و سفت) · سوزن بلور · سیم بلور گیر
-
ریشو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن