ترجمه "whisperingly" به فارسی

بنجوا, اهسته, سر گوشی بهترین ترجمه های "whisperingly" به فارسی هستند.

whisperingly adverb دستور زبان

In a whispering manner; quietly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بنجوا

  • اهسته

  • سر گوشی

  • نجوا کنان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whisperingly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whisperingly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه