ترجمه "whistler" به فارسی

سوت, (انسان یا حیوان) سوت زننده, (رادیو) پارازیت سوت مانند بهترین ترجمه های "whistler" به فارسی هستند.

whistler noun دستور زبان

Someone or something that whistles. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوت

    noun

    You know, I used to be a purty good whistler.

    مي دوني ، من قبلنا خيلي خوب سوت مي زدم.

  • (انسان یا حیوان) سوت زننده

  • (رادیو) پارازیت سوت مانند

  • ترجمه های کمتر

    • اسب خس خسو
    • اسب دارای تنگی نفس
    • انواع پرندگانی که سوت می زنند
    • جیمز ویسلر (نقاش امریکایی)
    • رجوع شود به hoary marmot
    • سوت زن
    • سوت مرغ
    • مرغ سوتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whistler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Whistler proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Whistler" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Whistler در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "whistler" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whistler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه