ترجمه "whitewall" به فارسی
(تایر اتومبیل و غیره) دور سفید, تایر دور سفید, طوقه سفید (white-wall هم می نویسند) بهترین ترجمه های "whitewall" به فارسی هستند.
whitewall
adjective
noun
دستور زبان
(of a tyre/tire) having white sidewalls [..]
-
(تایر اتومبیل و غیره) دور سفید
-
تایر دور سفید
-
طوقه سفید (white-wall هم می نویسند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whitewall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن