ترجمه "whitewash" به فارسی

سفید کردن, ماستمالی, گچاب بهترین ترجمه های "whitewash" به فارسی هستند.

whitewash verb noun دستور زبان

A lime and water mixture for painting walls and fences bright white. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفید کردن

    verb

    Yet such things were. Tellson's had whitewashed the Cupid

    در شعبهء پاریس هم تل سن مجسمهء ربالنوع عشق را به دوغاب سفید کرده بود.

  • ماستمالی

  • گچاب

  • ترجمه های کمتر

    • (امریکا - عامیانه) مسابقه ای که در آن بازنده هیچ امتیاز نمی آورد
    • (با گچاب یا دوغاب و غیره) سفید کردن
    • (سابقا - بزک) سفیداب
    • با امتیاز چند به هیچ برنده شدن
    • دوغاب آهک
    • رفع و رجوع
    • رفع و رجوع کردن
    • سفیدکاری کردن
    • عیب پوشی
    • عیب پوشی کردن
    • ماست مالی کردن
    • ماستمالی کردن
    • پنبه آب
    • گچ مالی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whitewash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "whitewash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه