ترجمه "whopping" به فارسی

دیوپیکر, سترگ, (عامیانه) بسیار بزرگ بهترین ترجمه های "whopping" به فارسی هستند.

whopping adjective noun verb adverb دستور زبان

Present participle of whop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیوپیکر

  • سترگ

  • (عامیانه) بسیار بزرگ

  • غول آسا

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whopping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whopping" با ترجمه به فارسی

  • (سخت و پر صدا) ضربه · (عامیانه) · تصادف کردن · تکانه · جوراب پوشیدن · زدن · سخت شکست دادن · ضربت زدن · وارد آوردن (ضربه)
  • (سخت و پر صدا) ضربه · (عامیانه) · تصادف کردن · تکانه · جوراب پوشیدن · زدن · سخت شکست دادن · ضربت زدن · وارد آوردن (ضربه)
اضافه کردن

ترجمه های "whopping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه