ترجمه "width" به فارسی
عرض, پهنا, وسعت بهترین ترجمه های "width" به فارسی هستند.
width
noun
دستور زبان
The state of being wide. [..]
-
عرض
nounAnd check the width of the space as well as any possible obstruction.
عرض فضا رو چک کن تا مانعي نباشه.
-
پهنا
noun -
وسعت
-
ترجمه های کمتر
- تخته
- فراخی
- پهنی
- گشادگی
- پهناوری
- گستره
- دامنه
- گسترش
- (پارچه و غیره) قواره
- وسعت نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " width " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "width" با ترجمه به فارسی
-
مدولاسیون عرض پالس
-
اتصال مجازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن