ترجمه "wield" به فارسی

(ابزار یا سلاح را با مهارت) به کار بردن, (قدرت و غیره) اعمال کردن, (مهجور) حکومت کردن بهترین ترجمه های "wield" به فارسی هستند.

wield verb دستور زبان

(obsolete) To command, rule over; to possess or own. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ابزار یا سلاح را با مهارت) به کار بردن

  • (قدرت و غیره) اعمال کردن

  • (مهجور) حکومت کردن

  • ترجمه های کمتر

    • استفاده کردن (از)
    • حکمروایی کردن
    • در دست داشتن
    • مورد استعمال قرار دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wield " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wield" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه