ترجمه "wigwag" به فارسی
جنبیدن, لولیدن, (با تکان دادن پرچم) مخابره کردن بهترین ترجمه های "wigwag" به فارسی هستند.
wigwag
verb
noun
دستور زبان
Any of a number of mechanical or electrical devices which cause a component to oscillate between two states. [..]
-
جنبیدن
verb -
لولیدن
-
(با تکان دادن پرچم) مخابره کردن
-
ترجمه های کمتر
- تکان تکان دادن
- جنب خوردن
- لول خوردن
- مخابره (با پرچم)
- وول خوردن
- پیام (رسانده شده با پرچم)
- پیام رسانی
- پیام رسانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wigwag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن