ترجمه "wight" به فارسی
شخص, انسان, آدم بهترین ترجمه های "wight" به فارسی هستند.
wight
noun
adjective
دستور زبان
(archaic) A living creature, especially a human being. [..]
-
شخص
noun -
انسان
noun -
آدم
noun proper
-
ترجمه های کمتر
- قلچماق
- مخلوق
- آفریده
- بشر
- (قدیمی) بشر
- (محلی) چابک
- (مهجور) جاندار
- جزیره ی وایت (در جنوب انگلیس - 183 کیلومتر مربع)
- زبر و زرنگ
- موجود زنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wight
proper
noun
The Isle of Wight [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wight" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wight در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "wight" با ترجمه به فارسی
-
بيماري جزیره وایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن