ترجمه "wigging" به فارسی

موی مصنوعی, کلاه گیس بهترین ترجمه های "wigging" به فارسی هستند.

wigging noun verb دستور زبان

(uncountable) The action of the verb to wig . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موی مصنوعی

    noun

    The Gadfly was carefully putting on his beard and wig before the looking glass.

    خرمگس در جلو آیینه مشغول گذاردن ریش و موی مصنوعی بود.

  • کلاه گیس

    noun

    Then what makes you think'? She wore a wig.

    پس چی باعث شد که شما فکر کنید خوی، او کلاه گیس سرش گذاشته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wigging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wigging" با ترجمه به فارسی

  • wig
    (امریکا - خودمانی - معمولا با: out) ناراحت شدن · (امریکا - خودمانی) هیجان زده کردن · (امریکا - خودمانی)آزردن · (انگلیس - عامیانه) سرزنش کردن · (انگلیس) سرپوش · (خودمانی) مو · اذیت کردن · دیوانه شدن · دیوانه کردن · رجوع شود به toupee · مخ · موی مصنوعی · نکوهش کردن · هیجان زده شدن · کسمه · کلاه قضاوت (که شبیه کلاه گیس است) · کلاه گیس · کلاه گیس دار کردن · کلاه گیس گذاشتن · کلاهگیس · کله · گیسو
  • WIG
    کلاه گیس
  • (خودمانی) کلاه گیس وحشت زا (از تارهای نایلونی و به رنگ های درخشان)
اضافه کردن

ترجمه های "wigging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه