ترجمه "wig" به فارسی

کلاهگیس, کلاه گیس, کله بهترین ترجمه های "wig" به فارسی هستند.

wig verb noun دستور زبان

A head of real or synthetic hair worn on the head to disguise baldness; for cultural or religious reasons; for fashion; or by actors to help them better resemble the character they are portraying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاهگیس

    noun

    head of artificial hair [..]

    an Italian who made custom fitted wigs of human hair came to the city.

    یک ایتالیایی وارد آن جا شد که از موهای طبیعی کلاهگیس میساخت.

  • کلاه گیس

    noun

    Then what makes you think'? She wore a wig.

    پس چی باعث شد که شما فکر کنید خوی، او کلاه گیس سرش گذاشته.

  • کله

    All the big wigs trying to look solemn

    یک مشت آدم کله گنده خودشان را سخت گرفتهاند...

  • ترجمه های کمتر

    • کسمه
    • گیسو
    • مخ
    • (امریکا - خودمانی - معمولا با: out) ناراحت شدن
    • (امریکا - خودمانی) هیجان زده کردن
    • (امریکا - خودمانی)آزردن
    • (انگلیس - عامیانه) سرزنش کردن
    • (انگلیس) سرپوش
    • (خودمانی) مو
    • اذیت کردن
    • دیوانه شدن
    • دیوانه کردن
    • رجوع شود به toupee
    • موی مصنوعی
    • نکوهش کردن
    • هیجان زده شدن
    • کلاه قضاوت (که شبیه کلاه گیس است)
    • کلاه گیس دار کردن
    • کلاه گیس گذاشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

WIG adjective

wing-in-ground

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاه گیس

    کلاه گیس

تصاویر با "wig"

عباراتی شبیه به "wig" با ترجمه به فارسی

  • موی مصنوعی · کلاه گیس
  • (خودمانی) کلاه گیس وحشت زا (از تارهای نایلونی و به رنگ های درخشان)
اضافه کردن

ترجمه های "wig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه