ترجمه "wild" به فارسی

وحشی, وحشیانه, بیابان بهترین ترجمه های "wild" به فارسی هستند.

wild adjective verb noun adverb دستور زبان

Untamed; not domesticated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحشی

    adjective

    not domesticated or tamed

    I remember my first time in the wild west.

    اولین باری که رفتم غرب وحشی یادم میاد.

  • وحشیانه

    adjective

    Sharmila gasps, looks around in wild terror, then gains control and steps up beside Raz.

    شارمی لا از دیدن آن همه خشونت وحشیانه به نفس نفس میافتد.

  • بیابان

    noun

    They will come on you in the wild, in some dark place where there is no help.

    در بیابان، در جای تاریکی که کمکی وجود ندارد، میآیند سراغتان.

  • ترجمه های کمتر

    • دیوانه
    • سرکش
    • درنده
    • جنگل
    • شدید
    • بیابانی
    • جنگلی
    • توفانی
    • خودرو
    • ژولیده
    • نارام
    • سبع
    • تور
    • ول
    • افراطآمیز
    • بادیه
    • متلاطم
    • بدوی
    • بی عِنان
    • پریشان، آشفته
    • غیرعملی
    • پرتلاطم
    • دد
    • خطا
    • خطرناک
    • بایر
    • هرزه
    • هیجانی
    • نافرمان
    • ارامک
    • بلبشو
    • مهارنکردنی
    • ناپرورده
    • توسن
    • برهوت
    • تولی
    • تخس
    • سبعانه
    • چشمگیر
    • شیطان
    • ا
    • (بازی ورق) آتو
    • (سرزمین یا زمین و غیره) غیر کشاورزی
    • (معمولا جمع) سرزمین وحوش
    • از خود بی خود
    • بادیه نشین
    • بی بند و بار
    • بی تمدن
    • بی حساب و کتاب 1
    • بیابان زی
    • بیدا 6
    • خارق العاده
    • دارای ارزش معین
    • در معرض عوامل طبیعی
    • درهم و برهم
    • دست نخورده
    • دور از هدف 3
    • دیوانه وار 5
    • شلوغ پلوغ
    • طغیان کننده
    • غیر محتاطانه
    • غیرواقع بینانه
    • قابل توجه 4
    • لگام گسیخته
    • محاسبه نشده
    • مخاطره آمیز
    • نارام زی
    • نامرتب 0
    • هرز زمین
    • هیجان زده
    • پر اشتیاق
    • پر توفان
    • کشتکاری نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wild " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wild proper

A surname for a wild person, or for someone living in uncultivated land. [..]

+ اضافه کردن

"Wild" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wild در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wild"

عباراتی شبیه به "wild" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wild" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه