ترجمه "wilding" به فارسی

دد, (قدیمی) وحشی, (نادر) جانور وحشی بهترین ترجمه های "wilding" به فارسی هستند.

wilding adjective noun verb دستور زبان

A wild apple or apple-tree. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دد

    Let him who calls me wild beast and basilisk

    کسی که مرا سوسمار و دد خون خوار میخواند

  • (قدیمی) وحشی

  • (نادر) جانور وحشی

  • ترجمه های کمتر

    • درخت خودرو
    • سیب وحشی
    • گیاه وحشی (به ویژه درخت سیب وحشی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wilding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wilding" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wilding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه