ترجمه "wildly" به فارسی
وحشیانه, خودسرانه, دیوانه وار، دیوانه سان، همچون دیوانگان، چون مجانین بهترین ترجمه های "wildly" به فارسی هستند.
wildly
adverb
دستور زبان
In a wild manner. [..]
-
وحشیانه
Aro stared wildly for a moment before composing his face.
آ رو قبل از خونسرد کردن چهرهاش، لحظهای وحشیانه نگاه کرد.
-
خودسرانه
-
دیوانه وار، دیوانه سان، همچون دیوانگان، چون مجانین
-
به تندی
But it isn't time, he added, wildly.
و به تندی اضافه کرد: ولی وقتش نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wildly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن