ترجمه "wildness" به فارسی

تندی, وحشی گری, شدت بهترین ترجمه های "wildness" به فارسی هستند.

wildness noun دستور زبان

the quality of being wild or untamed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندی

    noun

    like a wild beast in a cage, turning sharply after twenty paces.

    چون حیوانی در قفس قدم میزد و پس از آن که در هر جهت گام برمی داشت، به تندی میچرخید و باز میگشت.

  • وحشی گری

    noun

    was a testament to the wildness I traded for those touristy beaches.

    پیمانی بود با وحشی گری که سواحل توریستی را بخاطرش با اونها طاق زده بودم.

  • شدت

    noun

    He felt a wild rage building in him. It's over.

    احساس میکرد خشم به شدت در وجودش بالا میگیرد. بازی تمام شده.

  • ترجمه های کمتر

    • سرکشی
    • رهاسازی
    • واگذاری
    • خودسری
    • بی خیالی
    • درنده خویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wildness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wildness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wildness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه