ترجمه "wildling" به فارسی

وحشی, نارام, ناپرورده بهترین ترجمه های "wildling" به فارسی هستند.

wildling noun دستور زبان

A wild, i.e. not cultivated, plant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وحشی

    adjective

    You brought an army of wildlings into our lands.

    تو ارتشی از وحشی ها رو به سرزمینهای ما اوردی.

  • نارام

  • ناپرورده

  • ترجمه های کمتر

    • ناکشته
    • (جانور) غیر اهلی
    • (گیاه) خودرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wildling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wildling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه