ترجمه "will" به فارسی

خواسته, خواست, خواستن بهترین ترجمه های "will" به فارسی هستند.

will verb noun دستور زبان

(archaic) Desire, longing. (Now generally merged with later senses.) [from 9th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواسته

    act of choosing to do something; conscious intent or volition

    Will you stand up like a man, at home and take your stand for democracy?

    آیا همانند یک مرد برخواهی خواست در میهن ات و از دموکراسی جانبداری خواهی نمود؟

  • خواست

    noun

    Will you stand up like a man, at home and take your stand for democracy?

    آیا همانند یک مرد برخواهی خواست در میهن ات و از دموکراسی جانبداری خواهی نمود؟

  • خواستن

    verb

    The great thing is, you see, never to give up willing and living.

    میبینی، اصل آن است که انسان از خواستن خسته نشود، و زندگی کند.

  • ترجمه های کمتر

    • آرزو
    • وصیت
    • قصد
    • مشیت
    • اراده
    • اراده کردن
    • میل کردن
    • میل
    • رغبت
    • تمایل
    • وصیتنامه
    • نیت
    • عزم
    • تصمیم
    • علاقه
    • اشتیاق
    • بخشیدن
    • خواستنامه
    • کام
    • یازش
    • یازه
    • (برای تعارف و پرسش مودبانه)
    • (برای نشان دادن تمایل یا ناچاری یا خصلت)
    • (برای نشان دادن حدس یا انتظار)
    • (برای نشان دادن عزم یا اراده یا اجبار یا محذور)
    • (برای نشان دادن ویژگی یا عادت)
    • (فعل معین - برای نشان دادن آینده) خواهم -
    • اراده (فلسفه)
    • تخصیص دادن به
    • تصمیم گرفتن
    • خواستار شدن
    • خواستنامه نوشتن
    • خواهد -
    • خواهند - (و غیره)
    • عزم کردن
    • مشیت کردن
    • مصمم شدن
    • مقدر کردن
    • وصیت نامه
    • وصیت کردن
    • وقف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " will " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Will noun proper دستور زبان

A diminutive of the male given name William. Also used as a formal given name. [..]

+ اضافه کردن

"Will" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Will در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "will" با ترجمه به فارسی

  • ب
  • مستبد
  • گواهی حصر وراثت
  • (مهجور) عمدی · اراده · بامیل و رغبت · بی چون و چرا · تعمدی · حاضر · خرسند · خواست · خواستار · خواهان · خودخواسته · داوطلبانه · راضی · راغب · رضامند · ليام · مایل · متمایل · مشتاق · مشتاقانه · پذیرفتگار · یازان
  • ارادی · تعمدی · خودسر · خودکامه · خیره سر · عمد · عمدی
  • خواستن توانستن است
  • )كردم( همان تیصو
  • امید واهی · رجوع شود به Jack-o'-Lantern · سراب · نقشه ی غیر عملی
اضافه کردن

ترجمه های "will" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه