ترجمه "willpower" به فارسی
عزم راسخ, اراده, تصمیم بهترین ترجمه های "willpower" به فارسی هستند.
willpower
noun
دستور زبان
The unwavering strength of will to carry out one’s wishes. [..]
-
عزم راسخ
nounstrength of will
because he was able to generate that incredible willpower,
چرا که توانست عزم راسخ باورنکردنی را در خود به وجود آورد
-
اراده
nounFrom what I hear, what you lack in shame, you also lack in willpower.
تا اونجا که من شنيدم همونقدر که دچارِ کمبود حيايي ، دچار کمبود اراده هم هستي
-
تصمیم
nounIt took every ounce of willpower for Jeff to control himself.
تنها قدرت اراده و تصمیم برای ادامه زندگی مشترک با لوئیز بود که باعث میشد جف بتواند رفتار متکبرانه او را تحمل کند.
-
ترجمه های کمتر
- تصمیم جدی
- قدرت اراده
- نیروی اراده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " willpower " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن