ترجمه "wilt" به فارسی

پژمردگی, وارفتن, پخسیدن بهترین ترجمه های "wilt" به فارسی هستند.

wilt verb noun دستور زبان

(intransitive) To droop or become limp and flaccid (as a dying leaf or flower). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمردگی

    his fine hair was thinner, and with the rapid wilting of the very fair, he was becoming wizened and colourless

    موهای زیبایش تنکتر شده بود، واندکی پژمردگی یافته بود، و رنگ پریدهتر شده بود

  • وارفتن

  • پخسیدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • پخسیدگی
    • پلاساندن
    • پلاسیدن
    • پلاسیدگی
    • (به ویژه سبزی سالاد را) پژمرده کردن
    • (بیماری گیاهی در اثر برخی ترکیزه ها و قارچ ها) بیماری پژمردگی
    • (روی هم) جمع شدن
    • (قدیمی - سوم شخص مفرد زمان حال - با: thou) خواهی - (رجوع شود به will)
    • (گیاه) پژمردن
    • از حال رفتن
    • از رمق افتادن
    • از شدت و حدت افتادن
    • از پای درآمدن
    • به زانو درآمدن
    • جا زدن
    • خم شدن
    • روی هم افتادن
    • سست شدن
    • شکم دادن
    • ضعیف شدن
    • فرو ریختن
    • مرعوب شدن
    • پخس (wilt disease هم می گویند)
    • پژمرده شدن
    • چین و چروک برداشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wilt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wilt

Wilt (film)

+ اضافه کردن

"Wilt" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wilt در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "wilt" با ترجمه به فارسی

  • بیماری پژمردگی · پژمردگي آوندي
  • نقطه پژمردگی
  • (کشاورزی) پژمردگی قارچی (بیماری گیاهی به ویژه در گوجه فرنگی و موز که عامل آن قارچی از جنس Fusarium است)
  • ویروس پژمردگی لکهای گوجهفرنگی
  • (کشاورزی) مرگ بلوط (بیماری درخت بلوط که موجب پژمردگی برگ می شود)
  • بیماری پژمردگی · پژمردگي آوندي
  • پژمردگی
  • پژمردگی
اضافه کردن

ترجمه های "wilt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه