ترجمه "wimble" به فارسی

مته, دیلم, کاوگر بهترین ترجمه های "wimble" به فارسی هستند.

wimble adjective verb noun دستور زبان

Any of various hand tools for boring holes. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مته

    noun
  • دیلم

    noun
  • کاوگر

  • گردبر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wimble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wimble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه