ترجمه "winch" به فارسی
وینچ, هندل, چرخ چاه بهترین ترجمه های "winch" به فارسی هستند.
winch
verb
noun
دستور زبان
A machine consisting of a drum on an axle, a pawl, and a crank handle, with or without gearing, to give increased mechanical advantage when hauling on a rope. [..]
-
وینچ
device used to pull in or let out a rope or cable
-
هندل
noun -
چرخ چاه
noun
-
ترجمه های کمتر
- بکسل
- بالاکش
- دستگیره
- مرود
- (آسیاب دستی و غیره) دسته
- (با چرخ چاه یا جرثقیل و غیره) بالا کشیدن
- (کشتی)دوار
- بالا بردن یا آوردن
- بکسل کردن
- جرثقیل دستی
- جرثقیل کابلی
- فراز بر
- منجنیق کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " winch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Winch
proper
Winchester (city in England)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Winch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Winch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "winch"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن