ترجمه "windmill" به فارسی

آسیاب بادی, آسیای بادی, بادآس بهترین ترجمه های "windmill" به فارسی هستند.

windmill verb noun دستور زبان

A machine which translates linear motion of wind to rotational motion by means of adjustable vanes called sails. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیاب بادی

    noun

    machine that converts the energy of wind into rotational energy

    There was a windmill on the place that ran water up to the barn.

    یه آسیاب بادی اونجا بود که آب رو به طویله میرسوند.

  • آسیای بادی

    machinery

    Tell Aksinya to come to the windmill this evening after dark.

    از قول من به آکسینیا بگو همین که شب شد بره به آسیای بادی.

  • بادآس

  • ترجمه های کمتر

    • بادنیرویی
    • بادکار
    • دورزدن
    • (مانند آسیاب بادی)چرخیدن
    • (هر دستگاهی که با نیروی باد کار کند) - بادی
    • موتور بادی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " windmill " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "windmill"

عباراتی شبیه به "windmill" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "windmill" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه