ترجمه "windowsill" به فارسی
تخته ی زیر پنجره, طاقچه پنجره, لب پنجره بهترین ترجمه های "windowsill" به فارسی هستند.
windowsill
noun
دستور زبان
The horizontal member protruding from the base of a window frame [..]
-
تخته ی زیر پنجره
-
طاقچه پنجره
-
لب پنجره
unless I'm very much mistaken, Rita was perched on the windowsill of the Divination class the day your scar hurt.
اگه اشتباه نکرده باشم اون روزی که جای زخمت سر کلاس پیشگویی درد گرفت ری تا لب پنجره نشسته بوده.
-
هره ی پنجره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " windowsill " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "windowsill"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن