ترجمه "windrow" به فارسی

(به صورت ردیف) انباشته کردن, (به ویژه بته های گندم و جو و غیره) ردیف, برگ های خشک انباشته شده توسط باد بهترین ترجمه های "windrow" به فارسی هستند.

windrow verb noun دستور زبان

A row of cut grain or hay allowed to dry in a field [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به صورت ردیف) انباشته کردن

  • (به ویژه بته های گندم و جو و غیره) ردیف

  • برگ های خشک انباشته شده توسط باد

  • توده ی کاه و خاشاک (که برای خشک کردن در معرض هوا قرار داده شده)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " windrow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "windrow"

عباراتی شبیه به "windrow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "windrow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه