ترجمه "wine" به فارسی

شراب, می, باده بهترین ترجمه های "wine" به فارسی هستند.

wine verb noun دستور زبان

An alcoholic beverage made by fermenting juice of fruits or vegetables other than grapes, usually preceded by the type of the fruit or vegetable; for example, "dandelion wine". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شراب

    noun

    alcoholic beverage made from grapes [..]

    Tom spilled red wine all over Mary's white dress.

    تام شراب قرمز را ریخت روی لباس سفید مری.

  • می

    noun

    alcoholic beverage made from grapes

    The large key opens the fortified door to the wine cellar.

    . اون کلید بزرگه در محکم توی انبار شراب رو باز می کنه.

  • باده

    noun

    often drank wine rather freely at a party, getting the more irritable in consequence.

    اغلب در مهمانیها در باده گساری زیادهروی میکرد، و در نتیجه زود خشم تر میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • šarâb
    • بگماز
    • مل
    • شراب دادن به
    • شراب نوشیدن
    • قرمز تیره
    • می گون
    • نوشیدنی مستی آور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wine"

عباراتی شبیه به "wine" با ترجمه به فارسی

  • شراب گازدار
  • مخمر شراب
  • انبار · انبار شراب · خم خانه · سرداب · شراب دونی · موجودی شراب
  • shrab qrmz · شراب سرخ · شراب قرمز
  • شراب میوه
  • شراب جو
  • انگورهای شراب
  • shrab prt · شراب پرت · شرابهای تقویتشده · شريها · مشروبات تقويتشده
اضافه کردن

ترجمه های "wine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه