ترجمه "wintering" به فارسی
دامپروری زمستانه, دامپروری در زمستان, دامپروری طی زمستان بهترین ترجمه های "wintering" به فارسی هستند.
wintering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of winter. [..]
-
دامپروری زمستانه
-
دامپروری در زمستان
-
دامپروری طی زمستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wintering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wintering" با ترجمه به فارسی
-
برای زمستان آماده کردن · زمستانی کردن
-
کدوی زمستانی
-
اریکا کارنیا
-
کدوی زرد
-
استقامت در زمستان
-
زمستان اتمی (حالت فرضی جنگ اتمی و تبدیل جهان به بیابان منجمد)
-
انقلاب زمستانی · خوریست زمستانی · کوته روز
-
زمستان آتشفشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن