ترجمه "winterkill" به فارسی

سرماکشتگی, تلفات زمستان, زمستان کشی بهترین ترجمه های "winterkill" به فارسی هستند.

winterkill verb noun دستور زبان

The mortality resulting from lethal wintery conditions among a human, animal, and/or vegetal population. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرماکشتگی

  • تلفات زمستان

  • زمستان کشی

  • ترجمه های کمتر

    • سرما مرگی
    • مردن یا کشتن (در اثر سرمای زمستان یا برف و یخ) زمستان کشی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " winterkill " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "winterkill" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه