ترجمه "wirable" به فارسی
قابل سیم کشی, قابل مخابره, قابل مفتول شدن بهترین ترجمه های "wirable" به فارسی هستند.
wirable
adjective
دستور زبان
Capable of being wired (connected with wires).
-
قابل سیم کشی
-
قابل مخابره
-
قابل مفتول شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wirable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن