ترجمه "wire" به فارسی

سیم, تلگرام, تلگراف بهترین ترجمه های "wire" به فارسی هستند.

wire verb noun دستور زبان

(informal) To send a message or a money value to another person through a telecommunications system, formerly predominately by telegraph. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیم

    adjective noun

    thin thread of metal [..]

    Rafters are wired to the stringers with baling wire.

    تیرکها با سیم آهن به تختهها بند شده.

  • تلگرام

    noun

    If absent, please return wire to Sir Henry Baskerville, Northumberland Hotel.

    در غیر این صورت لطفاً تلگرام را به سر هنری باسکرویل، هتل نورتامبرلند برگردانید.

  • تلگراف

    noun

    He must wire the district attorney there forparticulars.

    باید به دادستان آن شهر تلگراف زد و جزئیات قضیه را از او پرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • سیمی
    • تلگرافی
    • مفتول
    • (با سیم) بستن
    • (قدیمی) با سیم به دام انداختن
    • (مسابقه ی اسب دوانی) سیم پایان مسابقه
    • به سیم مجهز کردن
    • تلگراف زدن (یا فرستادن) 1
    • تور سیمی
    • ساخته شده از سیم
    • سیم خاردار
    • سیم کشی کردن
    • متصل کردن
    • محکم کردن 0
    • نرده ی سیمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wire " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wire"

عباراتی شبیه به "wire" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wire" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه