ترجمه "wisecracker" به فارسی
لطیفه گو, کسیکه حرف کنایه دار یا شوخی امیز میزند بهترین ترجمه های "wisecracker" به فارسی هستند.
wisecracker
noun
دستور زبان
A person who makes wisecrack remarks; a smart aleck [..]
-
لطیفه گو
-
کسیکه حرف کنایه دار یا شوخی امیز میزند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wisecracker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wisecracker" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) · تمسخر · جواب بی ادبانه · حاضر جوابی · حاضرجوابی کردن · حرف مزاح آمیز · حرف گوشه دار · شوخی · شوخی کردن · طعنه · طنز · قلمبه گویی · قلمبه گویی کردن · لطیفه · لطیفه گویی کردن · لغز · متلک · پاسخ تند و بی ادبانه دادن · پیش جوابی · کنایه · کنایه ی تمسخرآمیز زدن · گستاخی (در کلام)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن