ترجمه "wish" به فارسی
خواستن, آرزو داشتن, آرزو بهترین ترجمه های "wish" به فارسی هستند.
wish
verb
noun
دستور زبان
a will for something to happen. [..]
-
خواستن
verbto hope for an outcome
I am sure you are incapable of wishing any one ill;
اطمینان دارم بد دیگران را خواستن کار تو نیست
-
آرزو داشتن
to bestow a thought [..]
I bet you they wished they could have that one beck.
با شما شرط مي بندم که اونها آرزو داشتن مي تونستند اون يکي رو برگردونند
-
آرزو
noun propera desire
Tom closed his eyes and made a wish.
تام چشمهایش را بست و یک آرزو کرد.
-
ترجمه های کمتر
- خواست
- آرزو كردن
- میل
- خواستَن
- کاش
- توقع
- کام
- مراد
- آیفت
- بویه
- کامه
- (درود و غیره) گفتن
- (دل) خواستن
- آرزو کردن یا داشتن
- اراده کردن
- تحمیل کردن
- خواستار شدن
- خواهان شدن
- دستور دادن
- میل داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wish " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wish" با ترجمه به فارسی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
آرزوی غیرعملی · خواب و خیال · خیال خام · خیال واهی · فکر باطل · پندار آرزومندانه
-
فهرست خواسته ها یا آرزوها
-
آرزو · خواستن · خواهش · طلب کردن · میل
-
(روان پزشکی) آرزوی مرگ · مرگ خواهی
-
Ok · Wish you all the best
-
(روانشناسی) کامروایی · برآوردن آرزو یا خواست · به مراد دل رسیدن · کام گیری
-
اشغال · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن