ترجمه "wishes" به فارسی
آرزو, خواستن, خواهش بهترین ترجمه های "wishes" به فارسی هستند.
wishes
verb
noun
Plural form of wish. [..]
-
آرزو
noun properBut by the time I'm finished with you, you gonna wish you was dead.
ولی تا وقتی که کارم باهات تموم شه, آرزو میکردی که کاشکی مرده بودی.
-
خواستن
verbI am sure you are incapable of wishing any one ill;
اطمینان دارم بد دیگران را خواستن کار تو نیست
-
خواهش
nounThen, he wished that he had begged Lydgate to come again that evening.
باز، به خود میگفت کاش از لایدگیت خواهش میکردم امشب هم بیاید.
-
ترجمه های کمتر
- طلب کردن
- میل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wishes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wishes" با ترجمه به فارسی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
آرزوی غیرعملی · خواب و خیال · خیال خام · خیال واهی · فکر باطل · پندار آرزومندانه
-
فهرست خواسته ها یا آرزوها
-
(درود و غیره) گفتن · (دل) خواستن · آرزو · آرزو داشتن · آرزو كردن · آرزو کردن یا داشتن · آیفت · اراده کردن · بویه · تحمیل کردن · توقع · خواست · خواستار شدن · خواستن · خواستَن · خواهان شدن · دستور دادن · مراد · میل · میل داشتن · کاش · کام · کامه
-
(روان پزشکی) آرزوی مرگ · مرگ خواهی
-
Ok · Wish you all the best
-
(روانشناسی) کامروایی · برآوردن آرزو یا خواست · به مراد دل رسیدن · کام گیری
-
اشغال · زباله · سیرابی · شکمبه · غیر عملی · غیر لازم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن