ترجمه "with" به فارسی
با, ابا, به بهترین ترجمه های "with" به فارسی هستند.
with
noun
adverb
adposition
دستور زبان
in the company of; alongside, along side of; close to; near to: [..]
-
با
adpositionin the company of
Marriage is a dinner that begins with dessert.
ازدواج مانند شامی است که با دسر شروع میشود.
-
ابا
adpositionin the company of
If you cut yourself, answered Newson, full of information, wash it at once with antiseptic.
نیوسن که آدم کار کرده و اهل فنّ بود، گفت : اگر دستت را بریدی آن را حتم ابا مواد ضدعفونی بشور.
-
به
adjective adposition nounSometimes, questions rather than answers provide us with more information.
گاهی اوقات سوالات بیشتر از پاسخ ها به ما اطلاعات می دهند.
-
ترجمه های کمتر
- bå
- در جهت
- نزد
- خدە
- همراه
- از
- طبق
- یکدل
- از شدت ...
- از نظر ...
- با درنظر گرفتن
- با همان شرایط
- با وجود 3
- با گذشت ... 6
- برای ...
- بنابر 5
- به ...
- به خاطر ... 0
- به خوبی ...
- به سود
- به نفع
- به همان خوبی که
- بیش 8
- تحت سرپرستی ... 2
- دارای 1
- در جایی یا برای اداره ای کار کردن
- در حمایت از
- در سوی 4
- در مقایسه با
- درباره ی
- علی رغم
- موافق (با)
- نزد ...
- نسبت به
- هم عقیده
- همراه (با) 7
- کاملا مثل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " with " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "with"
عباراتی شبیه به "with" با ترجمه به فارسی
-
سمینار آشنایی با
-
با نظر کسی موافقت کردن، همداستان شدن با کسی در امری یا چیزی.
-
از پس چیزی برآمدن · تا کردن · حل و فصل کردن · درگیر بودن · دست و پنجه نرم کردن · رسیدگی کردن · رفتار كردن · سر و سامان دادن · سر و کار داشتن · سر و کله زدن · کلنجار رفتن · کنار آمدن
-
بر باد رفته
-
همانند پنداشتن-برابر دانستن
-
گسست از واقعیت
-
با كسي خوابيدن
-
گرم گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن