ترجمه "with-" به فارسی
از, پس - [withdraw], پیشوند: دور از بهترین ترجمه های "with-" به فارسی هستند.
with-
Prefix
(no longer productive) Away, back, against, in opposition to. [..]
-
از
adpositionSometimes, questions rather than answers provide us with more information.
گاهی اوقات سوالات بیشتر از پاسخ ها به ما اطلاعات می دهند.
-
پس - [withdraw]
-
پیشوند: دور از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " with- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "with-" با ترجمه به فارسی
-
سمینار آشنایی با
-
با نظر کسی موافقت کردن، همداستان شدن با کسی در امری یا چیزی.
-
از پس چیزی برآمدن · تا کردن · حل و فصل کردن · درگیر بودن · دست و پنجه نرم کردن · رسیدگی کردن · رفتار كردن · سر و سامان دادن · سر و کار داشتن · سر و کله زدن · کلنجار رفتن · کنار آمدن
-
بر باد رفته
-
همانند پنداشتن-برابر دانستن
-
گسست از واقعیت
-
با كسي خوابيدن
-
گرم گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن