ترجمه "withdraw" به فارسی
عقب نشینی کردن, گرفتن, رفتن بهترین ترجمه های "withdraw" به فارسی هستند.
withdraw
Verb
verb
دستور زبان
(transitive) To pull (something) back. [..]
-
عقب نشینی کردن
verb -
گرفتن
verbIt was no use then to withdraw your request, you had to go.
در این صورت پس گرفتن تقاضا هیچ دردی را دوا نمیکرد و طرف ناگزیر بود برود.
-
رفتن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- کاستن
- درآوردن
- (از حساب بانکی و غیره) برداشتن
- (نگاه و غیره) به جای دیگر معطوف کردن
- برداشت کردن
- بیرون آوردن
- بیرون کشیدن
- دست کشیدن
- دور کردن از
- صرفنظر کردن
- عقب نشاندن
- عقب نشينى کردن
- عقب کشیدن
- منزوی کردن
- نگفتن
- پس کشیدن
- پس گرفتن
- پسروی کردن
- کناره گرفتن
- کناره گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " withdraw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "withdraw" با ترجمه به فارسی
-
انصراف از ادامه همکاری
-
(جماع) پس کشیدن · (حساب بانک) برداشت · انصراف · انفصال · ترک اعتیاد (ترک دارو یا ماده ی معتادکننده که معمولا با دشواری های جسمی وروحی همراه است) · روگردانی · عقب نشينى · عقب نشینی · پس بردن · پس روی · پس کشی · پس گیری · گردآوری
-
نشانگان ترک بنزودیازپین
-
برداشت وجوه
-
بازتاب بازگیری
-
ندرک اعدا زا رظنفرص
-
(جماع) پس کشیدن · (حساب بانک) برداشت · انصراف · انفصال · ترک اعتیاد (ترک دارو یا ماده ی معتادکننده که معمولا با دشواری های جسمی وروحی همراه است) · روگردانی · عقب نشينى · عقب نشینی · پس بردن · پس روی · پس کشی · پس گیری · گردآوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن